السيد جعفر السجادي
113
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
لحمى انسان صورى ، در معرض موت و فنا قرار نمىگيرد ، بلكه او همان انسانى است كه در روز قيامت محشور مىگردد و او است كه محاسبه مىشود و مورد ثواب و عقاب قرار مىگيرد و حيات او مانند حيات اين بدن ، امرى عرضى و وارد از خارج نيست بلكه حيات او مانند حيات نفس ، ذاتى و فطرى او است و او حيوانى است متوسط بين حيوان عقلى و حيوان حسى كه در عالم آخرت بر طبق صور اعمال و نيات خود محشور مىگردد و معناى تناسخى كه در مذهب پيشينيان از حكماى عظام مانند افلاطون و سقراط و فيثاغورس و جمعى ديگر از اساطين حكمت و همچنين در شرايع حقه وارد شده است بر همين انسان باطنى و ظهور وى در آخرت و حشر وى به صورت انسان دنيوى تأويل و توجيه مىگردد ( و گفته مىشود كه مقصود ايشان از تناسخ اين است كه اين انسان باطنى در عالم آخرت با همان نفسى كه متعلق به بدن صورى دنيوى بوده است ، محشور خواهد شد . زيرا اين خود نوعى است از تناسخ به معناى انتقال نفس از بدنى به بدن ديگر ) . « 1 » انفعال - مقولهء انفعال يا « ان يفعل » يكى از مقولات نه گانهء عرضى است و آن عبارت از اثرى است كه از فاعل در منفعل حاصل مىشود و در تعريف آن گفتهاند « و هو كون الجوهر بحيث يتأثر عن غيره تأثيرا غير قار الذات مادام كونه كذالك » كه تأثر جسم را از غيرش به نحو تأثر غير قار الذات و مدام انفعال گويند در مقابل فعل كه در تعريف آن گويند « هو كون الجوهر بحيث يحصل منه اثر فى غيره غير الذات مادام السلوك فى هذا التأثير التجددى » كه عبارت از تأثير تجددى در غير باشد مانند تسخين و تسخن كه تسخين فعل است و تسخن انفعال و بالجمله انفعال به معنى قبول اثر و متأثريت امرى است از امرى ديگر مانند تأثر آب از آتش و فعل تأثير چيزى است در چيزى ديگر مانند تأثير آتش در آب . آنچه در تعريف صدرا مورد توجه است تأثير تجددى و « كون الجوهر » است . در شواهد آرد : ان يفعل عبارت است از تأثير تدريجى ( مانند تأثير حرارت در آب مجاور با آتش ) و ان ينفعل عبارت است از تأثر تدريجى ( مانند تأثر آب از آتش مجاور ) . متى عبارت است از نسبت حركت يا متحرك به زمان ( به منظور تعيين مقدار حركت و تعيين مقدار كندى و يا سرعت آن مانند نسبت حركت انتقالى زمين به دور آفتاب به زمان معينى و يا نسبت آمدن زيد از مسافرت به ساعت معينى ) و بايد دانست كه وقوع حركت در سه مقولهء اخير ( يعنى مقولهء ان يفعل و مقولهء ان ينفعل و متى ) ممكن نيست زيرا وقوع حركت در اين سه مقوله ، مستلزم وقوع امر تدريجى الوجود در امر دفعى الوجود است ( يعنى مستلزم اين است كه امر تدريجى الوجود مانند اين سر مقوله داخلى در امر دفعى الوجود و از جنس او گردد ) زيرا معنى حركت در مقوله اين است كه براى متحرك ، در هر آنى از آنات حركت فردى از جنس مقوله به وجود آيد مغاير با فرد ديگرى ( و اين چنين مقولهاى بايد امرى ثابت الوجود و قارّ الذات باشد تا تحقق و حصول آن امر در آن ممكن باشد ولى اين سه مقوله امرى تدريجى
--> ( 1 ) اسفار ، ج 9 ، صص 97 - 99 و رسائل ، ملا صدرا ، ص 349 و رساله عرشيه ، ص 138 .